درخت بلوط

۲۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

مامان داشت تعریف میکرد که فلانی برای مورچه های توی خانه اش آیه هایی از قران خواند و مورچه ها رفتند. من هم برایش تعریف کردم که امروز وقتی داشتم میرفتم خانه ی دایی توی حیاط شان مار بزرگی دیدم و کلی با دختر دایی ها با جیغ "یا خدا" و "یا امام زمان" گفتیم و مار هم چند دقیقه بعد مرد. البته  چوبی که روی سرش کوبیدم هم بی تاثیر نبود.

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۵۵
تیستو

خانواده ی من مدتهاست که سالی دوبار مشهد میروند.  یکبار قبل از عید نوروز و یک بار بعد از عید فطر. خانواده منظورم فقط پدر و مادر نیست. خاله ها و دایی ها و خانواده هایشان را هم شامل میشود. در تمام این سالها حتی یکبار نشده که بن غذای حضرتی نصیب یک نفر  از اعضای خانواده بشود. غیر از یکبار که زن دایی نذرش را انجا به صندوق نذورات پرداخت کرد و یک پرس غذا دریافت کرد[ که همان را هم خالی کرد توی قابلمه ی غذا و ظهر همه باهم خوردیم]. میخواهم بگویم حواسم به عکس های  زیارت رفتن و یهویی غذای حضرتی تان هست. شما هم در حد خودتان ژن خوب دارید :)

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۵۳
تیستو

خانمی با بچه ی توی بغلش آمد سمتم و گفت میشناسی ام؟ خب آشنا بود ولی نمیشناختمش. کمی ان و من کردم. خواست خودش را معرفی کند که شناختمش. فامیل نه چندان دور سوسن خانم بود. اینقدر بخاطر نشناختن اش هول کرده بودم که وقتی خواستم بپرسم  بچه ای که در بغل دارد و بخاطر پوشش دورش نمیدیدمش تازه بدنیا امده، گفتم : وای عزیزم نو اِ؟

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۵۰
تیستو

مثلا اگر من توی دلم به بچه های مردم بگویم تخم جن گناه میکنم؟ یعنی ممکن است خدا صرفا بخاطر یک توصیف ادبی سیخ داغ توی زبان آدم فرو کند؟

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۴۹
تیستو

- توی راه یه بزغاله های کوچیکی دیدم اینقد خوشگل بودننننن. دلم میخواست بکشمشون بخورمشون.
#آقای_میم

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۴۸
تیستو

یه سری خرت و پرت دخترونه برای شاخدار خریدم. عکس رو براش میفرستم و میگم اگه گفتی این مال کیه؟ جواب میده:
اووووق! حتما دوست سارا براش خریده🤢

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۴۷
تیستو

به دختره میگم تا حالا شده احساس کنی از زندگی سیر شدی و دوست داری بمیری؟ میگه اره. میگم کِی؟ چرا؟ میگه امروز صبح که بیدارم کردن. خوابم میومد.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۴۷
تیستو

بزرگه اصرار که مامان دستت رو می بوسم پات رو می بوسم بزار 5 دقیقه با گوشیت بازی کنم .کوچیکه گفت یکی دست و پای مادرش رو می بوسه که بره سوریه شهید بشه یکی هم ...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۴۶
تیستو

   راننده ی سمند سفید رنگی که امروز به سرعت از کوچه بیرون آمد و با بوق زدن به من باعث شد افسر راهنمایی رانندگی با اتهام رعایت نکردن حق تقدم یک "پیاده شو" نثارم کند، اگر فلان فلان شده نیست پس چی چی هست؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۳۷
تیستو

اینکه پیاده رو ها از یک هفته ی پیش سیاه پوش شده و از گوشه کنار شهر و حتی زنگ خور تلفن های همراه به جای موزیک های همیشگی صدای نوحه به گوش میرسد، یعنی بخشنامه ای درکار نیست، مردم به عزاداری برای شما افتخار میکنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۳۹
تیستو