درخت بلوط

      گاهی به این فکر میکنم که مثلا اگر هزار سال دیگر توانستم یک کتاب بنویسم، آن را به چه کسی تقدیم کنم. احتمالا پیشکشش میکنم به همکلاسی دانشگاهم که باهم صمیمی نبودیم و تازه کلی کفرم را هم در می آورد، ولی همیشه برای نوشتن تشویقم میکرد. همیشه. مشتاقانه نوشته هایم را میخواند. حتی وقتی گلچین نوشته های دیگران را برایش میخواندم یا میفرستادم، ذوق میکرد. میگفت: بنویس، هر کسی ذوق و سلیقه گلچین کردن نوشته های زیبا را ندارد.
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۳۰
تیستو

نظرات  (۳)

۳۰ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۰۸ آنارم (این روزها...)
 تیترتو خوندم تقدیم به "ع" این قده خوشحال شدم.
فکر کردم منو میگی! خخخخخ :)
پاسخ:
عزیزممم:)))
میخوای جلد دومش تقدیم به تو :))))))
ع
آخرین حرف گروهبان 
به زودی در سینماها

پاسخ:
میشه اون آقاهه که مستند راز و رمز ملکه رو خوند، آنونسش‌رو بخونه؟ مرسی :)
۳۰ خرداد ۹۶ ، ۰۹:۳۲ پلڪــــ شیشـہ اے
راست می گفته.
پاسخ:
لطف داشته. شما هم‌ خیلی لطف داری عزیز دل

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">