درخت بلوط

Imagination Deficiency

جمعه, ۲۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۹ ق.ظ
میخواستیم از پارک برگردیم خانه. توی ماشین منتظر خاله بودیم که زباله ها را توی سطل زباله بیاندازد و بیاید. به شوخی و با خنده گفتم الان راه می افتیم و میرویم خانه و خاله مجبور است تا ابد همینجا بماند، خدا را شکر چادر دارد که از گرما و سرما حفظش کند، گفتیم بچه هایش باید خودشان اشپزی کنند و و لباسشهایشان را بشورند، شاید تعطیلات عید توانسیم بیاییم به خاله ای که تا ابد توی پارک جا مانده سر بزنیم. داشتیم میگفتیم و میخندیدیم که صدای دختر خاله ساکت مان کرد: خب میتونه تاکسی بگیره بیاد خونه.
:|
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۲۳
تیستو

نظرات  (۲)

هیچ وقت جلوی کسایی که تخیل ندارن، خیال بافی نکنید
کوفتگیش از تصادف پراید با تریلی هم بیشتر و سنگین تره 
پاسخ:
هر بار این اشتباه رو میکنم و هر بار دچار یاس فلسفی میشم
۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۰:۰۷ أنارستان ...
نابودگر4
پاسخ:
پایان دنیا اصن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">