درخت بلوط

یک سال گذشت

يكشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۱ ق.ظ

۳۶۶ روز پیش بود که برای اولین بار دیدمش. بلوز و شلوار کرم رنگ پوشیده و روی مبل سومی از سمت راست نشسته بود و داشت چند دستمال کاغذی را توی دستش مچاله میکرد.

#آقای_میم

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۰۲
تیستو

نظرات  (۵)

روزها رفت؛
سالی بگذشت؛
و منِ غمزده در کنج اتاق،
مات و مبهوت در اندیشۀ باز آمدنت،
لحظه لحظه، در خودم می میرم!
پاسخ:
بسیار زیبا ... ولی چرا غمگین اخه :))
۰۳ مهر ۹۶ ، ۱۵:۵۱ آنارم (این روزها...)
همیشه خوشبخت باشید تیستو جانم.
پاسخ:
قربانت عزیزم. مرسی از دعای خیرت/ شما هم ان شالله
یادم افتاد داییم به خواستگار دخترش که مدام دستمال کاغذی برمیداشته تا صورتشو پاک کنه ، گفته بود که طبیعیه پسر و جعبه دستمال را گرفته بود جلوی خواستگار و گفته بود چند تا پشت سر هم بردار و پسرک بینوا را اساسی ضایع کرده . شهود می گفتند که حجم عرق پیشانی در لحظه چندین برابر شده .‌‌

.

باز خوبه دستمال هست :))
پاسخ:
:)))))

این پسره که اومد خواستگاری خونه ی ما و موندگار شد هنوز هم زیاد دستمال کاغذی استفاده میکنه :) همش بهش میگم بدبختمون میکنی :)
سلام
کانال تلگرام که شعر و متن عشقولانه خشگل محترمانه داشته باشه سراغ ندارین
ببخشید البته ها  دیدم اقای میم دارید گفتم شاید بتونید معرفی کنید
پاسخ:
سلام عزیزم
ببخشید که این قدر دیر جواب میدم :
@vatantabarali
@takbeytinab

دیگه بقیه کانال ها هم هستن که تک و توک توش پیدا میشه
سلام
این قدر کم می نویسید که آدم یک ماه هم نیاید می تواند توی ده دقیقه بلکه کم تر همه ی پست هایِ نخوانده را بخواند. کمی بیش تر بنویسید خانم دکتر! 

راستی! تبریک!
پاسخ:
سلام
منور فرمودید:)
بسیار ممنونم ان شالله روزی شما :)

والا روزها از دستم در رفته !

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">