درخت بلوط

بایگانی

۴ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

   دیشب. آن لحظه ای که بچه ها داشتند مافیا بازی می کردند و هر چند دقیقه بحثشان بالا میگرفت و به صورت کلامی همدیگر را تکه پاره می کردند و صدای مامان و زن دایی و بوی غذا از آشپزخانه می آمد و دایی کنار بخاری نشسته بود و سعی می کرد درس بخواند و بابا که با لباس فُرم از در وارد شد صدای سوت و تشویق و ابراز احساسات چنان از همه طرف هوا رفت که دایی برای بار هزارم خدا را شکر کرد که ما همسایه نداریم.

۱ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۱ ۲۸ دی ۰۴ ، ۱۱:۳۳
تیستو

     اون روز رفتم خونه ی یک کسایی مریض ویزیت کردم، که قسم خورده بودم اگر ببینم توی جاده تصادف کردن، براشون نگه نمیدارم.

۱۶ دی ۰۴ ، ۱۱:۰۰
تیستو

    این زن رفته برای روز مرد واسه بابا صندلی راک خریده! واسه بابا! بابایی که در اعتراض به تعویض مبل های خونه دو ماه تمام، بند و بساطش رو وسط هال پهن کرد و رسما اونجا زندگی می کرد. می گفت اینجا راحت ترم.

   ببین! وسطِ وسط‌‌ ها! اغراق نمی کنم! یعنی اینطوری که از همه طرفشون می شد عبور و مرور کرد. یعنی ترش میشه اینطوری که میخواستیم آدرس یه وسیله ای رو بدیم، باید می گفتیم: هال، یکمی بعد از میدونِ بابا،  دستِ چپ، کنارِ ستون. 

۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۰۴ ، ۲۰:۱۱
تیستو

      توی صحن انقلاب داشتیم عکس میگرفتیم، یه دختره اومد یه قلب برفی داد بهم گفت ما عکسامونو باهاش گرفتیم شما هم اگر میخوای عکس بگیر باهاش و بعد بدین به یه نفر دیگه.

   خیلی خوشحال شدم. بیشتر از اینکه به نظر میاد این قرتی بازیا هنوز از ما نگذشته باشه.

۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۰۴ ، ۱۳:۱۲
تیستو