درخت بلوط

بایگانی

    تنها شادی و ذوق واقعی و از ته دلم در ۱۴۰۳،  قبولی دختر خاله در دانشگاه بود. حالا در نوروز ۱۴۰۴ با اولین حقوقی که بعنوان معلم دانشجو گرفته، برای من و شاخدار روسری خریده 😍

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۰۴ ، ۲۳:۵۴
تیستو

    کاش می شد تکه های این روح خسته را درون برنوی بابا پنهان کنم، و درون چرخ خیاطی مامان و عینک یاس و تبلت شاخدار.
    تکه ی آخر را هم بگذارم درون هندزفری میم و همیشه همراهش باشم. و تمام، خودم همینجا زندگی کردن را متوقف کنم.

۱۴ فروردين ۰۴ ، ۱۹:۴۷
تیستو

    بچه های درمونگاه یه سفره ی هفت سینی چیدن، دیدنی! هر سین بدون هیچ نظمی افتاده یه گوشه. انگار که سمنو فحش پدر داده به سکه ها و رفته اونور نشسته.خوشه های گندم هم روشون رو کردن اون طرف که با سنجد و سیر که سر ارث باهاشون درگیرن چشم تو چشم نشن. ماهیه هم از این ور داره برای سماق لب میزنه: بوووخووورمت. سماق هم از همون دور جواب میده: گی مَ ایخَری‌.

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۰۳ ، ۱۴:۰۲
تیستو

هی میام مینویسم. بعد به خودم میگم خب که چی؟ و پاکش میکنم.

۲۳ اسفند ۰۳ ، ۰۸:۳۰
تیستو

جونم براتون بگه که، اولِ اولش یه کُپه گُه بوده، بعد اعصاب من دورش تشکیل شده.

۲۷ بهمن ۰۳ ، ۲۲:۴۳
تیستو
موافقین ۲ مخالفین ۱ ۱۶ بهمن ۰۳ ، ۲۰:۳۴
تیستو

غذای حضرتی دوست ندارم. خیلی چشم دنبالش هست.

۱۶ بهمن ۰۳ ، ۲۰:۲۴
تیستو

    عمو چسب دوقلو را روی میز دید و با تعجب پرسید به چه کارم می آید؟ باید میگفتم برای درز گرفتن شکستگی هایی که قرار بود نور از میان آنها وارد شود، اما نگفتم. به جایش ریشه ی فیکس شده ی زیر لیوانی گلیمی را نشان دادم.

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۰۳ ، ۲۳:۴۴
تیستو

"قَالَ لَا تَخَافَا ۖ إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَىٰ"

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۰۳ ، ۲۳:۴۲
تیستو

آخرش over think منو می کشه.

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۰۳ ، ۰۹:۱۸
تیستو