درخت بلوط

بایگانی

۶ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

     اونوقتا بچه که بودیم از بزرگتر ها می شنیدیم که وقتی صدام حمله کرده بوده، چندتا از قبیله ها جهت خیر مقدم،  جلوی تانک ها و نیروهای بعثی گاومیش قربونی میکردن. بعد ما با خودمون میگفتیم اوه نه بابااااا. امکان نداره! مگه میشه؟!

۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۰۴ ، ۱۸:۵۱
تیستو

خانم امروز آمده و می گوید آرایشگرم گفته باید از پزشک خانواده برایم نامه بیاوری تا ابروهات را تتو کنم.

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۰۴ ، ۲۱:۴۷
تیستو

   این خانواده یک طوری نگرانی های ما بابت هوای خراب و جاده و ماشینِ نا ایمن و کلا سفر را به مسخره می گیرند، انگار که برادرشان رفته قایم باشک بازی. همین که تا ۱۰ که بشماریم از زیر یک متر خاک می آید بیرون و سُک سُک میکند.

آن کسی هم که با ماشین شاسی بلندِ فلان، در جاده ی روستاییِ شوسه، خودش با خودش تصادف کرده و حیف شده هم برادرِ صدام بوده.

۰۷ بهمن ۰۴ ، ۲۲:۲۸
تیستو

   همزمان که داشتم باهاش صحبت میکردم، عکسی رو برای شاخدار فرستادم و بهش گفتم به مامانت بگو براش یه عکس فرستادم، نگاه کنه ببینم بخرم یا نه. بعد احساس کردم که اونم توی این تعامل شریک کنم بد نباشه، گفتم خودت هم ببین نظرت رو بگو. فرمودند: دوباره چیه؟ ساعته یا روسری؟ 

۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۰۴ ، ۰۹:۱۳
تیستو

یه جوری آسمون آبی بی لک و زمین خشکه, که انگار کل آدمای این شهر باهم توهم زده بودیم که صبح برف می آومده.

۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۰۴ ، ۱۲:۵۳
تیستو

   خواب دیدم زنده شده. در واقع نمرده بود. با کارتل مواد مخدر در افتاده بود. مرگش را شبیه سازی کرده بودند و این دو سال و اندی را در زندان های مکزیک گذرانده بود.
پیرتر شده بود. جو گندمی اش پُر تَر و چروک های پنجه کلاغی اش عمیق تر بود. حیف که نشد اینها را به چشم ببینیم.

۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۰۴ ، ۰۷:۴۰
تیستو