پژواکِ غرش های دیوِ درون جمجمه
سه شنبه, ۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۴۰ ق.ظ
خواب دیدم زنده شده. در واقع نمرده بود. با کارتل مواد مخدر در افتاده بود. مرگش را شبیه سازی کرده بودند و این دو سال و اندی را در زندان های مکزیک گذرانده بود.
پیرتر شده بود. جو گندمی اش پُر تَر و چروک های پنجه کلاغی اش عمیق تر بود. حیف که نشد اینها را به چشم ببینیم.
۰۴/۱۱/۰۱