درخت بلوط

بایگانی

زیر قشر خاکستری تیستو چه میگذرد

يكشنبه, ۲۶ اسفند ۱۴۰۳، ۰۲:۰۲ ب.ظ

    بچه های درمونگاه یه سفره ی هفت سینی چیدن، دیدنی! هر سین بدون هیچ نظمی افتاده یه گوشه. انگار که سمنو فحش پدر داده به سکه ها و رفته اونور نشسته.خوشه های گندم هم روشون رو کردن اون طرف که با سنجد و سیر که سر ارث باهاشون درگیرن چشم تو چشم نشن. ماهیه هم از این ور داره برای سماق لب میزنه: بوووخووورمت. سماق هم از همون دور جواب میده: گی مَ ایخَری‌.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳/۱۲/۲۶
تیستو

نظرات  (۵)

۲۶ اسفند ۰۳ ، ۱۴:۵۰ خانم الفــ

:)))))))) وای مردم از خنده. خدا خیرت بده تیستو جان :))))

شما مولانای بیانی. ناسزاهایی (شما بگو فحش:))  حالا هرچی) که لابه‌لای کلامت میاد چیزی از ارزشهات کم‌نمیکنه که هیچ؛ تازه چیزی هم‌‌ می‌افزاید! :)))

پاسخ:
شما خیلی لطف دارین عزیزم 🥰
حالا شما یکی از کسایی هستین که وقتی مطلب اینطوری مینویسم همش با خودم فکر میکنم حالا زشت میشه جلوی فلانی ولی خب...😅
۲۷ اسفند ۰۳ ، ۱۲:۴۰ خانم الفــ

😅😅ای بابا نگید. دیگه این از بزرگواری شما و خطاپوشی خداست. وگرنه...🤦‍♀️

پاسخ:
نفرمایید. عزیز مایین شما ❤️🥰

ای خداااا :))))

یه وساطت کن شاید دلشون به هم نرم شد حالا:)

 

پاسخ:
نه اشتی نمیکنن
خیلی فحش هایی بدی بهم دادن😅

آخرش چرا فحش دادید؟

پاسخ:
من فحش ندادم که. ماهیه به سماق متلک گفت، سماق هم با عصبانیت جوابشو داد.

عجیییییب. تو اینساگرام هم نیش ها تا بنا گوش باز بهترین لباس ها و غذا ها و همه خوشحال. تو وبلاگ ها که بچرخی همه افسرده غمگین. داغون. در انتظار مرگ.

هیچ کدوم خوب نیست. 

پاسخ:
من فقط دلم تنگه. همین.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">