درخت بلوط

خاطرات درمانگاه

چهارشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۳۷ ق.ظ

   یه بارم پیرزنه با دعوا و زورگویی بقیه رو زد کنار و خودش رو انداخت توی اتاق معاینه که"حالم بده من باید زودتر معاینه بشم" دفترچه اش رو که گذاشت جلوم دیدم بیمار من نیست و اشتباهی اومده اتاق من. گفتم: خانم شما نوبتت برای اتاق بغلیه. وقتی که از در اتاق رفت بیرون با غیض  و منت به خانم جوونی که نوبتش بود و اون نذاشته بود بیاد داخل گفت:" بیا. بیا برو تو. اصلا نخواستم! بیا خودت برو من اصلا نمیرم!"

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۰۷
تیستو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">